جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

855

تحفة الملوك ( فارسى )

مصالح عامه و خاصهء مردمان نباشد ، و در ما بين او و اهل بيت او وحشت و تفرقه نيندازد ، كه البته از يك‌طرف به او ضرر خواهد رسيد ، هرچند كه بعد از مدت‌ها باشد ، و خلطه با او را آشكارا نكند ، و تقرب خود را در نزد او پنهان دارد تا آن‌كه مورث بر افروختن آتش حسد حسودان نشود ، و آخر الامر امر او را فاسد و مختل نگردانند ، و بايد كه سعى و مبالغه بنمايد و حرمت و ادب او را در حضور و غياب نگاه دارد ، و چون به خدمت او مشرف شود پناه به خداوند از شر او بياورد ، و دعاى مأثوره را بخواند ؛ و از آن جمله ، خواندن اين دعا است هفت مرتبه كه « خيرك بين عينيك و شرك تحت قدميك و باللّه استعين عليك اكفنيه بما شئت و لا حول و لا قوة الا بك » « 1 » . بعد از آن ، طريقهء تواضع و ادب و زمين‌بوسى را به‌جاى آورد ، و دعاگوى و ثناگسترى را بنمايد ، و تا از آن سؤال ننمايند ، سخن نگويد و چون بگويد به نرمى و ادب بگويد و آواز را بلند نكند و دست و اعضاى خود را حركت ندهد ، و چون سخنى كه مورث تعجب باشد ، بشنود خود را نگاه دارد و تبسم ننمايد ، و اگر در حال سخن گفتن او ، سلطان به امر ديگر توجه نمايد سخن خود را قطع كند تا وقتى كه ديگر از او بخواهد ، و در حضور او اكل و شرب ننمايد ، و ملازمت را پيوسته نمايد ، و شغلى كه به او مفوّض دارد سعى و اهتمام تمام در آن بنمايد ، و در خلأ و ملأ ، شكر او كه ولىنعمت او است بنمايد ، و حفظ الغيب او را به‌جاى آورد ، و خيانت نكند ، و هرچيز كه از او صادر شود او را مستحسن داند ، و اسرار او را از غير پنهان دارد ، و چون تقرب‌دار باشد در محل خلوت نصيحت و موعظهء او را لازم داند ، و هرچند كه تفقد نمايد از سطوت او برحذر باشد . و بر ملوك و سلاطين - چنان‌كه بعد از اين ايضا مذكور خواهد شد - لازم است كه متحمل بدى و گناه‌كارى خدم و حشم و ندماى خود بشوند و طريقهء عفو و گذشت را با آن‌ها مرعى دارند ؛ چنان‌كه طريقهء لازمه ملوك و سلاطين سلف بوده است و به يكديگر توصيه نموده‌اند ، مگر اين‌كه در سه چيز عفو را ممدوح نمىدانستند : يكى

--> ( 1 ) . مكارم الاخلاق ، ج 2 ، ص 149 .